محمود بن محمد بن الحسين الأصفهاني
26
دستور الوزاره ( فارسى )
باب دوم در كمال فضل و فضايل ملك الوزراء و عوارف شمايل و لطايف خصايل او سمت خلفاى ماضى و ملوك غابر روّح اللّه ارواحهم « 1 » در سوالف ايّام و غوابر اعوام « 2 » چنان بوده است كه اوّل نفس شريف خود را به انواع هنر و درر غرر معانى ، مرتاض و متحلّى داشتهاند و پايهء بلند خود از مايهء فضل ارجمند دانسته و از انواع ادب و مفترض « 3 » شرعيّات ، نصابى كامل و نصيبى وافر ، دين و دنيا را اندوخته و پس وزرا كه مشير و مشار امّهات رسوم بودى از اماثل افاضل اختيار رفتى تا در جزوى و كلّى سوانح مصالح شرعى و عرفى محتاج معاودت با دگرى نبودى و به استقلال و استبداد فضل و فضايل خود در پردهء « إستعينوا على الحوائج بالكتمان » * 1 مهمّات به پايان مىرسانيدى و نيز ندما كه انيس و جليس مجاورت و محاورت و مثافنت « 4 » و منافثت « 5 » خود داشتندى جمله بر جمال عقل و كمال فضل آراسته و از دهاة عصر و كفاة دهر مستثنا بودندى و در هر باب تقيّل به محاسن سنن نبوى كردهاند . آمده است كه سرور دنيا و آخرت كه عاقلهء موجودات و خلاصهء كاينات بود وقتى طايفهاى را به طرفى روانه مىكرد از مايهء دانش و پايهء فضل هريك برمىرسيد تا آنكه در علم نصابى بيش دارد فرا پيش دارد « قيمة كلّ امرىء ما يحسنه » * 2 . ( مصراع ) فكن عالما تعلو بذاك و تغنم * 3 .
--> ( 1 ) . خداوند روانشان را خوش و شاداب بداراد . ( 2 ) . غوابر اعوام : سالهاى گذشته . ( 3 ) . مفترض : واجب . ( 4 ) . مثافنت : همزانو نشستن با كسى . ( 5 ) . منافثت : گفتگو .